كار رفته‌است‌).1 از كان‌هاي نمك تغازا، از مردان روبنددار (اهل اللِثام‌)، از كان‌هاي مس تَقَدا، از امپراتوري سياهان مالي‌(كه تا اواسط سده‌ٴ شانزدهم‌، قدرت خود را حفظ كرد و در اواسط سده‌ٴ گذشته‌، منقرض شد)، از ويژگي‌ها و عادات سياهان (ماندينگو) و بربرها سخن مي‌گويد. وي‌ دريافت كه مردم تَقَدا از طريق صحرا به مصر رفت‌وآمد مي‌كنند. همه‌ٴ اينها و بسياري مطالب‌ ديگر از دهان يك شاهد عيني در سده‌ٴ چهاردهم‌، بسيار جالب است‌.
3. سفرنامه‌. پس از بازگشت‌، و استقرار ابن‌بطوطه در فاس پايتخت سلاطين مريني‌، در سال‌1354م‌، ابوعنان فارِس به كاتب خويش ابن جُزَي‌ّ فرمان داد گزارشي را كه جهانگرد تقرير مي‌كند، تحرير كند. سفرنامه كه تحفةالنظّار في غرائب اﻷٴمصار و عجائب اﻷسفار نام دارد، ولي‌ عموماً به رحله‌ٴ ابن‌بطوطه معروف است‌، در سيزدهم دسامبر 1355 م‌، به‌دست ابن جُزَي‌ّ به اتمام‌ رسيد و نسخه‌اي از آن را در فوريه‌ٴ 1356 م نوشت (كه بخش دوم آن دست‌نويس در كتاب‌خانه‌ٴ ملي پاريس موجود است‌).
اين كاتب كه ابوعبدالله محمد بن محمد بن جزي كلبي غرناطي نام داشت‌، از قبيله‌ٴ كلب در شام بود و متولد غرناطه‌؛ او در سال 1356 م‌، از دنيا رفت‌. اضافات او به متن به‌آساني قابل‌ تشخيص است و عموماً بي‌اهميت‌، زيرا صرفاً جنبه‌ٴ آرايش ادبي دارد و ذكري است از اشعار و امثال‌. به‌علاوه‌، احتمال دارد اقتباس زياد از ابن‌جبير در مورد شام و عربستان كار او باشد، كه‌ به‌منظور تكميل كتاب انجام داده‌است‌. همين ترديد در مورد مطالب مربوط به بلغار وجود دارد، كه به نظر مي‌رسد اضافاتي از جهانگرد يا محرر است‌. در عين حال‌، دقت در ثبت درست اسامي‌ خاص ممكن است كار هر يك از آن دو باشد.
4. صداقت‌. در اين‌جا مسئله‌ٴ درستي سفرنامه و صداقت موٴلفش (و محررش‌) پيش مي‌آيد. در آن اشكالات تاريخي و جغرافيايي زيادي (از لحاظ سنوات و خط سيرها) ديده مي‌شود، ولي با توجه به دامنه و مدت سياحت (قريب سي‌سال‌)، اين عجيب نيست‌. به‌ويژه‌، وقتي جهانگردي‌ بارها، از يك نقطه عبور كرده باشد، ممكن است درباب فرمانروايان آن‌جا دچار اشتباه شود. آيا ابن‌بطوطه با خود گزارش روزانه يا يادداشت‌هايي همراه داشت‌؟ اشاره شده‌است كه چنين چيزي‌ نداشته‌؛ اين امر، كه برخي يادداشت‌هاي مربوط به كتيبه‌ها را كه در بخارا رونويسي كرده بود گم‌ كرده است‌، دليل بر آن نيست كه همه‌ٴ يادداشت‌هايش از ميان رفته باشد، بلكه ثابت مي‌كند كه‌ يادداشت برمي‌داشته‌. وي كتيبه‌اي را متعلق به 783/ 784 ه ق بازگو مي‌كند، كه در مسجدالحرام


1. در واژه‌نامه‌ٴ عربي به فرانسه‌ٴ آ. دو بيبرستاين كازيميرسكي (ج 2، ص 1376، 1860) بدون ذكر مآخذ آمده است‌. ظاهراً ابن‌بطوطه هر دو نيل را يكي‌ مي‌دانسته‌، چون هنگام بحث از نيل مصر، ده رود بزرگ جهان را اين‌طور نام مي‌برد: 1) نيل‌؛ 2) فرات‌؛ 3) دجله‌؛ 4) سيحون‌؛ 5) جيحون‌؛ 6) سند را پنجاب‌ مي‌نامد؛ 7) گنگ‌؛ 8) جمنا؛ 9) ولگا؛ 10) رود زرد.